السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

83

تفسير الميزان ( فارسي )

كه لازم است از آن بابت به خشم آيد ، راه خود را عوض مىكند » و خود ما انسانها هم مىگوئيم : « غضبت الى فلان من كذا » و هم مىگوئيم : « رغمت اليه » اين بود گفتار راغب . « 1 » و بنا بر آنچه گفته شد ، معناى آيه شريفه اين مىشود كه : هر كس در راه خدا يعنى به طلب خشنودى او مهاجرت كند ، و به اين منظور از خانه و كاشانه اش چشم بپوشد كه هم از نظر اعتقادى و هم از نظر عملى پاى بند به دين خدا باشد ، خواهد ديد كه در زمين نقاط بسيارى براى زندگى او هست . هر نقطه اى را كه موانع نمىگذارد او در آن نقطه دين خدا را اقامه كند ، به وسيله مهاجرت به نقطه اى ديگر پناهنده مىشود و به اين وسيله دماغ آن مانع را به خاك مىمالد ، و آن مانع را بخشم درمىآورد و يا با آن به نزاع برمىخيزد ، و آن وقت است كه مىفهمد زمين خدا فراخ است . در آيات سابق نيز خداى تعالى فرموده : * ( « ألَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّه واسِعَةً . . . » ) * و با اين سابقه جا داشت بعنوان نتيجه گيرى فقط فرموده باشد : * ( « وَمَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّه يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَسَعَةً » ) * ولى هم كلمه « سعة » را آورد و هم كلمه * ( « مُراغَماً كَثِيراً » ) * را براى اينكه خواست كلام را منطبق با غرض بسازد . توضيح اينكه با آمدن كلمه « سعة » در دو آيه قبل و در خود اين آيه ، آوردن كلمه * ( « مُراغَماً كَثِيراً » ) * كه لازمه سعه و فراخى زمين است ، قيدى اضافى در كلام آمده و اين قيد اضافى را مقيد كرد به * ( « فِي سَبِيلِ اللَّه » ) * ، و فهماند كه هم مراغمه مقيد به سبيل اللَّه است و هم سعه ، تا نتيجه بگيرد كه در دو آيه قبل هم كه قيد سبيل اللَّه نيامده بود ، اين قيد منظور بود و به مؤمنين ساكن در دار شرك و محيط كفر تذكر بدهد كه اگر در راه خدا مهاجرت كنند ، خدا راههاى بسيارى پيش پايشان مىگذارد و اگر نكنند فردا كه مرگشان فرا مىرسد نمىتوانند به ملائكه قبض ارواح بگويند : ما در زمين بيچاره بوديم . و اين موعظتى است به آنان كه در بيرون آمدن از محيط شرك ، دلگرم و تشويق و تشجيع مىشوند و با آرامش خاطر مهاجرت مىكنند . * ( « وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِه مُهاجِراً إِلَى اللَّه وَرَسُولِه . . . » ) * مهاجرت به سوى خدا و رسول كنايه است از مهاجرت به سرزمين اسلام ، سرزمينى كه انسانها مىتوانند در آنجا با كتاب خدا و سنت رسول خدا ( ص ) آشنا شده ، و سپس به آن دو عمل كنند . و ادراك موت ، استعاره به كنايه است از فرا رسيدن مرگ بطور طبيعى ، و يا ناگهانى

--> ( 1 ) مفردات راغب ، ص 199 .